آکواریوم

DSC02278

بدون شک تا قبل از اردیبهشت ماه سال 1392 نه تنها ایده ی آکواریوم برای من خنده دار بود بلکه اگه کسی به من میگفت قراره یه روز یه آکواریوم راه اندازی کنم، بهش میگفتم یه چنین چیزی امکان پذیر نیست و بجز کوسه به آبزی دیگری علاقه ندارم ولی …

با توجه به همه ی این ها من در اوایل اردیبهشت ماه  تصمیم گرفتم که یک آکواریوم راه اندازی کنم و تعدادی از این آبزیان رو بر خلاف میلم نگه داری کنم. در اوایل راه با خودم میگفتم که تجهیزات آکواریومی از محیطش محافظت میکنه و حتی لازم نیست من دستم رو به آب بزنم، ولی با گذشت زمان متوجه شدم نگه داری از یک آکواریوم بیشتر از این حرفاست.

من با توجه به اخلاقی که دارم در طول هر روز به چندین ایده فکر می کنم و گاهی اوقات برای چند روز متوالی روی تکمیل کردن یک ایده کار میکنم که با خوندن سایر مطالب این تارنما با مقداری از اون ها آشنا خواهید شد. این ایده ها به دو دسته ی کلی تبدیل می شوند دسته اول ایده هایی که در ابتدا آسون به نظر میرسند و دسته دوم ایده هایی که در ابتدا بنظر سخت هستند. بعضی از این ایده ها در ادامه کار برعکس احتمالات اولیه تغییر ماهیت می دهند و بعضی ها به صورت ابتدایی باقی می مانند.

با این حال تا کنون ایده ی نشدنی وجود نداشته، هر چند ایده هایی بودند که چندین هفته زمان بردند تا راه حل انجام شدن اونها رو پیدا کنم ولی تمامی این ایده به سر انجام رسیدند. بعضی از این ایده ها در حد تئوری باقی مانده و برخی از انها هم به مرحله ی عمل رسیدند.

ایده ی آکواریوم جزو دسته ی اول بود و در ابتدا خیلی آسون و کم خرج بنظر میرسد هر چند که این ایده ی چند هزارتومانی بیشتر از یک و نیم میلیون برای من خرج برداشت و در ادامه خیلی پیچیده شد.

کار آکواریوم با خرید شیشه های 10 میلی متری شروع شد. هر چند که برای ابعادی که من در نظر داشتم شیشه های 4 میلی متری هم مناسب بودند ولی برای اطمینان بیشتر از شیشه های 10 میلی متری استفاده شد. بعد از اماده شدن خود اکواریوم و تست اون؛ آکواریوم به جای اصلی خود انتقال یافت و اب گیری آن انجام شد.

بعد از پر کردن آکواریوم با آب به مدت دو هفته بدون تغییر باقی ماند تا فرآیند های لازم جهت رفع کلر و رشد باکتری های لازم صورت بگیرد. بعد از اون به مدت 48 ساعت پمپ اکسیژن میزان اکسیژن آب را افزایش داد تا محیط برای ورود ماهیان آماده گردد.

وقتی که محیط آکواریوم آماده ی پذیرش ماهی شد، یک دوگانگی بین ماهی فروشان و آکواریومی هایی که من با اونها مشورت کردم بوجود آمده بود. عده ی ای بر این باور بودند که به عنوان یک تازه کار بهتر است از ماهی گوشت خوار استفاده کنم و عده ای نیز بر این باور بودند که ماهی گیاه خوار مناسب این کار است. تصمیم نهایی من ماهی گوشت خوار، خانواده ی سیچلاید ها بود.

کمی بعد از یک گلدان شیشه ای برای نگه داری چند زبرای گیاه خوار استفاده کردم و اون زمان حس خوبی رو داشتم ولی …

درست موقعی که همه چیز داشت خوب پیش میرفت بخاطر مشکلات برقی مجبور به خاموش کردن تجهیزات آکواریومی شدم. بعد از گذشت مدتی مشکلات برطرف شده بود و من تجهیزات رو مجددا روشن کردم و به اتاقم برای استراحت شبانه رفتم ولی وقتی فردای اون روز بیدار شدم متوجه شدم که بخاطر خستگی بجای پمپ آب ، بخاری رو به برق زدم. هر چند که درجه ی بخاری روی کمترین حالت وها مناسب بود، بخاری شروع به کار نکرده بود و تمام مدت خاموش بود ولی ماهی ها بدلیل کم بود اکسیژن خفه شده بودند و این تقصیر من بود.

بعد از گذشت مدتی و تکمیل شدن چرخه ی ابتدایی این بار تصمیم جایگزین کردن ماهی های گیاه خوار کردم و از ماهی های زیر مثل زبرا استفاده کردم. بعد از گذشت چندین ماه به شروع به کار کردنم دیگه وقتی برای رسیدگی به آکواریوم نداشتم و وقتی همه ی ماهیای باقی مانده جان باختند دیگه از نو شروع نکردم.